1317م:16ژانويه سال1317 ميلادي ابوسعيد بهادر ايلخان مغولي ايران رشيد الدين فضل الله همداني مورخ و پزشك معروف رااز وزارت بركنار كرد و يك سال بعد مقتول ساخت. مخالفان اين مورخ كه جامع التواريخ از تاليفات اوست از او نزد ايلخان بد گويي، و حتي وي را متهم به مسموم كردن «الجايتو» ايلخان پيشين كرده بودند. قتل رشيدالدين بسيار ظالمانه بود؛ او را با شمشير به دو نيم كرده بودند. رشيدالدين در طول وزارت خود كوشيده بود كه مقامات كشوري را به اصحاب قلم و طبقه باسواد بدهد از جمله حمدالله مستوفي را متصدي امور منطقه قزوين تا زنجان كرده بود.


1341ش:26 ديماه 1341 (16 ژانويه 1963 و درست دو سال پس از قتل پاتریس لومومبا قهرمان استقلال طلبی آفریقائیان) به درخواست دبيركل وقت سازمان ملل، ارتش ايران يك اسكادران از شكاري ــ بمب افكن هاي خود مركب از شش جت را براي پايان دادن به تجزيه طلبي موسي چومبه و تامين يكپارچگي كنگو فرستاد. پس از دو قرن، اين نخستين بار بود كه نيروهاي مسلح ايران در خارج از مرزهاي كشور وارد عمليات نظامي مي شدند. به تصميم سازمان ملل، فرودگاه «كل وزي» در ايالت جدا شده كاتانگا بمباران و غير قابل استفاده شد و محل استقرار نيروهاي چومبه و مزدوران اروپايي او به فرماندهي «مايك ديوانه» در اليزبت ويل و جادوت ويل بمباران و راه براي ورود واحدهاي زميني سازمان ملل هموار گرديد، چومبه به خارج فرار كرد و تجزيه كنگو كه به خاطر معادن الماس آن بود (به آن صورت) پايان يافت. تجزيه طلبي چومبه به تحريك و خواست كمپاني هاي خارجي الماس صورت گرفته بود. قبلا هم دولت ايران دو گروه پزشگ نظامي به خواست سازمان ملل به كنگو فرستاده بود.

 

1357ش:بیست و ششم دي ماه 1357(شانزدهم ژانويه سال 1979) و يك روز پس از راي مثبت سنا به نخست وزيري شاپور بختيار، همچنانكه انتظار مي رفت شاه و بانویش ايران را به عزم «اسوان» در جنوب مصر ترک کردند، رفتني كه بازگشت نداشت. شاه سابق روز پیش از آن سه فرزند کوچکتر خودرا به آمریکا فرستاده بود.

هلي كوپتر حامل شاه از نیاوران به مهرآباد توسط پنج هلي كوپتر نظامي اسكورت شده بود و این هلی کوپترها برای رسیدن به مقصد، از فراز ساختمان مقر وزارت دفاع ایران گذشتند! که در آنجا ژنرال هایزر درحال گفت و گو با ژنرالهای ایران بود و بنا به نوشته خود او در کتاب «ماموریت ایران» عبور این هلی کوپترهارا از محل برگزاری مذاکرات به چشم دید!. این تبادل نظرها روزها بود که در آنجا ادامه داشت!. شب پيش از خروج شاه، ژنرال قره باغي رئيس وقت ستاد مشترك نیروهای مسلح در مصاحبه اي اطمينان داده بود كه ارتش كودتا نخواهد كرد!. باوجود این، در لحظه خارج شدن شاه، در فرودگاه مهرآباد چند فرمانده نظامی تلاش کردند که وی را از ترک وطن بازدارند که موفق نشدند.

رادیو ایران همان روز به نقل از یک مقام دربار گفت که شاه برای مرخصی و درمان کشوررا ترک گفته است ولی غلامحسین صالحیار سردبیر وقت روزنامه اطلاعات تیتر زده بود که «شاه رفت».

پیش از خروج شاه از وطن، راديو مسكو گفته بود: ... و از آنجا که سران ارتش ايران موظف به اطاعت از تصميمات يك ژنرال آمريكايي (ژنرال هايزر) شده اند كه در تهران مستقر شده و تماس مستقيم با كاخ سفيد واشنگتن و فرماندهان نيروهاي سه گانه ايران دارد وقوع هرگونه تغییرات در ایران ـ عکس وضعیت 28 امرداد ـ محتمل است. متعاقب اين گفتار راديو مسكو، در تهران يك سرهنگ آمريكايي «مرده» يافت شده بود كه در آن روز معلوم نبود مقتول شده و يا اينکه خودكشي كرده بود!. روز پيش از آن نيز در شهر کرمان يك مقام آمريكايي به نام «مارتين بركويتس» كشته شده بود. در جریان انقلاب، حزب توده و گروههای کمونیستی دیگر وسیعا فعال شده بودند.

غلامحسين صالحيار سردبير وقت روزنامه اطلاعات و از کمونیستهای سابق اندكي پس از خروج شاه از تهران اين روزنامه را با اين تيتر سراسري: «شاه رفت» كه از پيش آماده شده بود منتشر ساخت و روزنامه تا ساعت هشت شب تجديد چاپ مي شد و هر نسخه يك توماني آن تا پنجاه تومان به فروش مي رسيد. در آن روز كه هنوز ارتش، پليس و ساواك به وضعيت سابق باقي بودند و دولت منصوب از سوي شاه قدرت را به دست داشت و بيم از آن بود (كه در صورت شکست خوردن دولت شاپور بختيار) ارتش با كودتا زمام امور را به دست گيرد و شاه را باز گرداند، زدن چنين تيتري يك ريسك بزرگ بود و جرات، دلاوري و از جان گذشتگي زياد لازم داشت. در آن زمان حسين شمس ايلي و علي باستاني دو معاون سردبيري روزنامه اطلاعات بودند. علي باستاني کمتر از دو ماه پس از پيروزي انقلاب، از روزنامه اطلاعات اخراج شد و بعدا هم مدتي را در بازداشت گذرانيد. وي پس از اخراج شدن از روزنامه اطلاعات، خود را خانه نشين ساخت و به روزنامه نگاري بازنگشت. علي باستاني از سال 1336 هجری در روزنامه اطلاعات بکار نوشتن پرداخته بود و سالها معاون سردبير بود. حسين شمس که به مدت 14 سال معاون اول روزنامه اطلاعات بود در بهار 1359 همانند ديگر اعضاي تحريريه از کار اخراج گرديد ولي چند سال بعد به دنياي روزنامه نگاري باز گشت. وي يکي از روزنامه نگاران ماهر و حرفه اي وطن بشمار مي آيد.

صالحيار 19 آذر 1382 پس از 24 سال خانه نشستن فوت شد بدون اين كه از اين كار او كه كاهش خونريزي و تخريب و كاستن از فاصله انقلاب تا پيروزي بود سخني به ميان آيد، حتي پس از مرگش. روزنامه نگاران ایران پس از کناره گیره دولت تمام ـ نظامی ژنرال ازهاری به اعتصاب 62 روزه خود پایان داده بودند. روزنامه های ایران در طول انقلاب و تا چند ماه پس از آن در کنترل کمونیست های سابق بودند.

سه روز پيش از رفتن شاه از تهران، در پاريس آيت الله خميني براي اداره امور كشور شوراي انقلاب اسلامي تشكيل داده بود و انتصاب شاپور بختيار را (که طبق نوشته ها؛ مورد قبول واشنگتن بود) غير قانوني اعلام كرده بود. 26 روز پس از رفتن شاه از ايران، انقلاب پيروز و پنجاه روز بعد از آن، رفراندوم تغيير نظام برگزار شد.

شاه و دولت او از دیماه 1356 با اعتراض و اعتصاب مردم که هر روز هم گسترش بیشتری می یافت رو به رو و هر اقدام آنان و مشاوران داخلی و خارجی شان برای آرام کردن اوضاع به شکست می انجامید از جمله اصلاح تقویم کشور، وعده آزادی زندانیان سیاسی و برگزاری انتخابات آزاد، لغو تصمیم به ساخت قمارخانه (کازینو)، ... و نیز اعمال خشونت؛ اعلام حکومت نظامی در هفدهم شهریورماه 1357 و همان روز تیراندازی به تظاهرکنندگان در میدان ژاله (تهران) و روی کار آوردن یک دولت تماما نظامی در نیمه آبان آن سال.

ایجاد وحدت مساعی میان مخالفان سلطنت از ملی گرا و چپگرا تا مذهبی و شکست اقدامات دولت شاه برای برقراری آرامش باعث شده بود که متحدان خارجی از جمله جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا، جیمز کالاهان نخست وزیر وقت دولت لندن و ژیسکار دستن رئیس جمهور فرانسه از ادامه حمایت از او دست بردارند.

شاه درنیمه اول دیماه به هر چهره شناخته شده که برای قبول ریاست دولت متوسل شد پاسخ رد شنید جز شاپور بختیار که انتصاب او مورد تایید رئیس جمهور وقت آمریکاهم بود. بختیار به شرط خروج [موقت] شاه از کشور که کارتر رئیس جمهور آمریکا نیز همین نظر را داشت قبول نخست وزیری کرده بود. با انتصاب بختیار (که چند سال بعد در فرانسه ترور شد) کار موسسات و قبل از همه روزنامه ها از سرگرفته شد. ولی برغم خروج شاه از کشور تظاهرات و مخالفت ادامه یافت که بختیار هواداران خودرا به انجام تظاهرات موافق دعوت کرد و میان دو دسته تظاهرکننده زد و خوردهایی صورت گرفت. چند روز پس از رفتن شاه از کشور، بختیار بر پایه محاسباتی (که چگونگی آن هنوز به دست نیامده است) با بازگشت آیت الله خمینی به کشور موافقت کرد و وی اول فوریه پس از 14 سال تبعید به وطن بازگشت و 11 روز بعد انقلاب به پیروزی رسید و ....

دوران آوارگي شاه از لحظه پیروزی انقلاب (11 فوریه 1979) تا پايان عمرادامه يافت. شاه مبتلا بسرطان از سال 1973، در دوران آوارگي در كشورهاي مختلف و در سايه ترس از ترور و يا دستگيري و تحويل داده شدن به ايران براي محاكمه بسر مي برد و سرانجام در تابستان 1359(1980 و در آستانه جنگ عراق با ایران) بر اثر همان بيماري در يك بيمارستان نظامي مصر درگذشت و دریک یک مسجد در قاهره مدفون شد. در یک مورد، ورود شاه به نیویورک جهت درمان باعث تصرف سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری کارکنان آن و مآلا قطع کامل روابط دو کشورشد. با این قطع روابط و اعلام شدن آمریکا به عنوان شیطان بزرگ و کنار رفتن مهدی بازرگان؛ قول و قرارهای خصوصی و محرمانه پیش از انقلاب به فنا رفت و دست آمریکا مستقیما از ایران کوتاه شد و ....

انقلاب ایران به عنوان یک رویداد چشمگیر قرن 20 و نتایج ناشی از آن و تداوم تحولات، تغییرات و مسائل مورد توجه تاریخنگاران و پژوهشگران حرفه ای (بیطرف) بوده ولی محصول این پژوهش ها به صورت دقیق و کامل انتشار نیافته و جادارد که درباره تحولات سالهای 1978 و 1979 ایران پژوهش علمی به روش تحقیق در تطور تاریخ ادامه یابد. در این زمینه آنچه که تاکنون انتشار یافته همانا تفسیر گزارش های روز و مصاحبه با ارباب تحقیق، اصحاب نظر و مورخان بوده است.

 

صالحيار


1918م: 15ژانويه زاد روز جمال عبالناصر رهبر فقيد مصر و صاحب فرضيه « ناصريسم » بود كه در سال 1918 به دنيا آمد و 52 سال عمركرد.

وي مشكلات جهان عرب را نتيجه مداخله نيروهاي استعمار و در صدر آنها انگلستان و نيز روحيه سازشكارانه مقامات عربي و وجود نفاق ميان آنان و ادامه نظام ارباب و رعيتي و نا آگاهي وعقب ماندگي عمومي مردم منطقه مي دانست و با ارائه يك ايدئو لوژي كه تركيبي از سوسياليسم معتدل و وفاداري ملي و وحدت عربي بود به سلطنت و نفوذ انگلستان در مصر پايان داد ، آبراه سوئز و بسياري از موسسات مصر را ملي كرد و مالكيت اراضي كشاورزي را محدود ساخت، با سوريه جمهوري متحد عرب را به وجود آورد ، به پيروزي كودتاي ضد سلطنت در عراق كمك كرد ، به مبارزه بي امان با نظام موروثي در يمن ادامه داد ، سد اسوان را در مصر بدون كمك غرب ساخت و با در پيش گرفتن سياست « قرار دادن شوروي در برابر غرب در مصر» در جنگ سال 1956 با انگلستان ، فرانسه و اسرائيل چيزي را از دست نداد . چون طعم ضعف نظامي اعراب را در جنگ سال 1948 با اسراييل به عنوان يك افسر جزء چشيده بود تا توانست به تقويت بنيه نطامي مصر پرداخت .

ناصر از موسسان جنبش غير متعهد در جهان است . وي كه از دوستداران دكتر مصدق بود شديدا با شاه مخالفت داشت و سياست هاي اورا كمك به سلطه غرب بركل خاورميانه و استثمار منابع طبيعي اين منطقه از جمله نفت مي دانست و بارها شاه را متهم كرده بود كه خاور ميانه را صحنه رقابت شرق و غرب كرده و سهم بزرگي در انتقال جنگ سرد دو ابرقدرت به اين منطقه داشته است.

ناصر كه كار نظامي اش را به عنوان ستوان در سودان تحت سلطه انگلستان آغاز كرده بود و از اين وضعيت متاثر شده بود با چند افسر ديگر جنبش « افسران آزاد » را پايه گذاري كرد و همين جنبش در ژوئيه سال 1952 با يك كودتاي بدون خونريزي به عمر سلطنت كه به زعم او عامل استعمار بود پايان داد . وي كه در جريان كودتا در پس پرده عمل مي كرد در سال 1954 نخست وزير و بعدا رئيس جمهوري مصر شد و دست به اصلاحات اجتماعي و اقتصادي زد و جمعيت اخوان المسلمين را از سر راه خود برداشت و درهمين سال نيروهاي انگليسي را از مصر بيرون كرد . در سال 1955 به عنوان يكي از موسسان جنبش غير متعهد به «نشست باندونگ » رفت . وي كار پياده كردن سوسياليسم را در مصر از سال 1956 پس از تصويب قانون اساسي تازه آغاز و به بلوك شرق نزديك شد. در 26 ژوئيه همين سال آبراه سوئز را ملي كردكه باهجوم نيروهاي انگلستان ، فرانسه و اسرائيل به كشورش رو به رو گرديد. اخطار مسكو كه به كمك مصر نيرو خواهد فرستاد و ميانجي گري امريكا به اين حمله سه جانبه پايان داد.

دكترين سياسي ــ اجتماعي او كه به « ناصريسم » معروف شده است بر پايه رد سلطه غرب و حتي دريافت كمك از غرب ، تامين عدالت اجتماعي ، ناسيوناليسم و وحدت عربي ، سوسياليسم مطابق درك اعراب و آگاهانيدن هرچه بيشتر توده هاي عرب بود . ناصر در اجراي همين دكترين به تاسيس خبرگزاري خاورميانه دست زد كه رسانه هاي عربي را از خبرگزاري هاي غربي كه به زعم او اخبار را در جهت منافع خود دستچين و تنظيم مي كردند دست زد . وحدت با سوريه را به اميد پيوستن ساير كشورهاي عربي به آن انجام داد و اتحاد سوسياليست را براي اجراي طرحهاي خود تاسيس كرد و به تدريج به ياري جنبش هاي رهايي بخش كشورهاي افريقايي روي آورد و به صورت يك قهرمان ملي اعراب در آمد كه شكست نظامي در جنگ شش روزه سال 1967 به اعتبار او لطمه زد و تاثير اين شكست برروحيه و وضعيت مزاجي اش باعث شد كه نهايتا در 28 سپتامبر سال 1970 بر اثر حمله قلبي فوت شود.

 

جمال عبالناصر


1896م: 15ژانويه سالروز درگذشت « متيو بريدي » پدر عكس خبري است كه در سال 1896 در 72 سالگي در گذشت . وي با اين عمل ، حرفه روزنامه نگاري را تكميل كرد.

متيو كه با تشكيل يك گروه عكس ، جنگ داخلي امريكا را پوشش داد گفته است كه بعضي روزنامه نگاران با قلم مي نويسند و پاره اي ديگر با دوربين و فرق در اين است كه نوشته با قلم را مي توان تحريف كرد و عكس را نه . پس، عكس عين حقيقت را منعكس مي كند ؛ زيبا يا زشت . فرق ديگر اين است كه نوشته نياز به سواد خواندن دارد و درك عكس به سواد و دانستن زبان خاص نياز ندارد ، يك زبان بين المللي براي باز گو كردن حقايق است كه هر كس مي تواند آن را درك كند . يك عكس تنها مي تواند داستاني را بيان كند كه اگر به رشته تحرير در آيد يك كتاب قطور خواهد شد. يك كتاب عكس را مي توان در كمتر از يك ساعت خواند ، ولي همين كتاب اگر به صورت «نوشته» باشد دست كم يك هفته وقت مي گيرد و مطالب آن هم خيلي زود هم از ذهن خارج مي شود ؛ تازه تاثير عكس را كه يك سند غير قابل انكار است ندارد. به همين دليل متيو «روزنامه نگار با دوربين » را از ساختن صحنه منع كرده و آن را خيانت به حرفه روزنامه نگاري خوانده است كه مرتكب، سزاوار اخراج از اين حرفه است.

متيو كه صحنه هاي دلخراش جنگ كريمه اورا به فكر ابداع حرفه عكس خبري انداخت در جريان جنگ خونين و پرتلفات داخلي آمريكا كه نوعي برادر كشي بود از افراد گروه خود خواسته بود كه صرفا سراغ گرفتن عكس از افسران و ژنرالها و رژه سربازان نروند ؛ از خرابيها ، چاله هاي انفجار ، اجساد رهاشده و زخمي ها عكس بردارند تا هركس كه آنها را مشاهده كند از هر جنگي متنفر شود و عمر جنگ پايان يابد.

با همين فكر ، وي عكسهايش را در سر چهار راههادر ويترين قرار مي داد تا تنفر عمومي از جنك برانگيخته شود . عكسهاي متيو به صورت كتاب در آمده و در هر موزه يك تالار را به خود اختصاص داده است . جنگ داخلي آمريكا در سال 1865 پايان يافت.

«متيو بريدي » كه در سال 1823 در ايالت نيويورك به دنيا آمده بود به تكميل دوربين عكاسي و پيشرفت فن چاپ عكس و عكسبرداري و هنر پرتره برداري كمك بسيار كرد.

 

متيو بريدي

 

2005م:15 ژانويه 2005 اف سي سي ( كميسيون ارتباطات فدرال) كه يك مجمع رسيدگي به امور راديو ـ تلويزيونها ، اينترنت و مخابرات در آمريكاست كار رسيدگي به پول گرفتن « آرامسترانگ ويليامز » روزنامه نگار آمريكايي از وزارت آموزش و پرورش اين كشور به منظور تبليغ يكي از برنامه هاي اين وزارت را در لابلاي مقالات و تحليلهاي خود كه منظما در رسانه هاي اين كشور منتشر مي شدند آغاز كرد.

يك سخنگوي اين كميسيون گفت كه كار رسيدگي توسط يك هيات انجام مي شود و آنچه كه معلوم است اين است كه ويليامز قبلا جريان معامله (قول و قرار) خود با وزارت آموزش و پرورش را به صورتي كه بود و دقيقا به اطلاع رسانه هايي كه مقالات او را منتشر مي كنند از جمله چند راديو ـ تلويزيون نرسانده بود.

طبق اصول روزنامه نگاري، مقاله( تفسير و تحليل) بايد صرفا نظر نويسنده اش باشد نه القاء و خواست طرف ثالث. مقاله بدون ذكر نام نويسنده، نظر روزنامه و راديو ـ تلويزيون است و در بالاي مقالات چاپي ويليامز نام او ذكر مي شد و از راديو ـ تلويزيون هم با صداي خود او پخش مي گرديد. اگر تفسير راديو ـ تلويزيوني توسط گوينده معمولي آن رسانه ها خوانده شود، نظر رسانه و صاحب آن است كه ممكن است ژورناليست هم نباشد، ولي با صداي مفسر، نظر خود اوست و بايد واقعا نظر و عقيده خودش باشد، نه اين كه پول گرفته باشد تا چنان عقيده اي را مطرح و تبليغ كند مگر اين كه قبلا به صورتي اشاره كرده باشد كه از او خواسته اند كه چنين بگويد و يا بنويسد تا مخاطبان بدانند كه آن مطلب از نويسنده مقاله نيست و فريب نخورند. مقاله نويس( كه يك روزنامه نگار سرشناس و با تجربه بايد باشد) حق ورود به دنياي اعلان و آگهي را ندارد و نبايد تفسير و تحليل هاي او كه مردم براي خريدشان پول مي دهند « ترتيب داده شده از قبل » باشد. چنين ترتيبي در روزنامه نگاري حرفه اي وجود ندارد و مردود است.

از سوي ديگر دو تن از سناتورهاي حزب دمكرات آمريكا، سناتور «دورگان» و سناتور «وايدن» گفته اند كه اين موضوع را تا به آخر دنبال خواهند كرد.پرزيدنت جورج بوش ( پسر) نيز ضمن اعلام بي اطلاعي از قرار داد وزارت آموزش و پرورش كابينه خود با ويليامز اظهار اميدواري كرده است كه چنين موضوعي در آمريكا تكرار نشود..

 

1963م:نيكيتاخروشچف رهبر وقت شوروي 16 ژانويه 1963 اعلام كرد كه اين كشور بمب اتمي 100 مگا تني ساخته است . هنوز معلوم نشده كه بر سر اين تسليحات چه آمده و روسيه فدراتيو با اين قدرت آتش ، چرا سياست انفعالي و انزوا در پيش گرفته است كه مآلا برايش زيان غير قابل جبران خواهد داشت!. ديروز ( 16 ژانويه2004 ) از عمر كشور واحد روسيه كه ايجاد آن از سوي ايوان مخوف اعلام شد درست 457 سال گذشت

 

1972م:دولت انگلستان تصميم گرفت كه به دلايل مالي! نيروهاي خود را از شرق سوئز ازجمله منطقه خليج فارس و سنگاپور تا سال 1972 خارج سازد و روز بعد( 17 ژانويه

1968 )ويلسون نخست وزير وقت انگلستان اين تصميم را در پارلمان اين كشور اعلام داشت. نيروهاي انگليسي چهار قرن در اين مناطق بودند. با خروج انگلستان از خليج فارس ، دولت وقت ايران امكان يافت كه با توسل به نيروي مسلح برخي جزاير خود را به قلمرو وطن بازگرداند . مروري بر تاريخ وطن نشان مي دهد كه ايران عمدتا به دليل نداشتن توان جنگ دريايي ، بيش از هر كشور ديگر از حضور طولاني انگلستان در منطقه خليج فارس آسيب ديده است.

 

1991م:حمله نظامي آمريكا و يارانش از جمله دولت سعودي، مصر و قطر با 690 هزار نظامی ( 425 هزار تن از آنان آمريكايي )، 1800 هواپيماي نظامي و دهها كشتي جنگی و ناوهاي پرتاب موشك كروز از سحرگاه 16 ژانويه 1991 به مواضع عراق در داخل اين كشور و كويت آغاز شد. هدف از اين حمله اجراي قطعنامه 678 شوراي امنيت اعلام شده بود كه به دولت عراق تا 15 ژانويه مهلت داده بود كه كويت را تخليه كند. چهار روز پیش از آغاز حمله، دبیرکل وقت سازمان ملل عازم مذاکره با دولت عراق شده بود تا موافقت این دولت را به خروج از کویت جلب کند ولی کنگره آمریکا منتظر نتایج مذاکرات او نشد و به رئیس جمهور اختیار جنگ داد و دو روز بعداز این تصویب این اختیارات، حمله نظامی آغاز شد. به این ترتیب تلاش های ظاهرا صلح آمیز آخر تنها برای دادن چهره بهتری به جنگ بود. اندكي پس از آغاز حمله 50 موشك كروز به سوي عراق و عمدتا بغداد پرتاب شد. در آن زمان چني (معاون جورج بوش دوم) وزير دفاع و ژنرال پاول (وزير امور خارجه دولت جورج بوش دوم) رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح آمريكا بود. جورج بوش (پدر) 16 ژانویه در نطقي كوتاه حمله نظامي به عراق را اقدامي به منظور آزاد ساختن كويت خواند و صدام حسين در مطلبي كه از راديو تلويزيون پخش شد جورج بوش را مردي دو رو كه خيالات شيطاني دارد توصيف كرد.


2005م:شبكه سي بي اس آمريكا جمعه شب 14 ژانويه 2005 گزارش تازه « سيا » را كه عراق دارد به صورت بزرگترين مركز جذب ، تجمع و عملياتي تروريسم در جهان در مي آيد و يك خطر بزرگتر مي شود خبر اول بخش مشروح اخبار خود قرار داده بود و ساير اخبار مربوط به اوضاع عراق از جمله ابراز عجز و ترديد مقامات از برقراري نظم، و حفظ آن در روز انتخابات اين كشور را پشت بند آن گزارش قرار داده بود، ولي سرويسهاي خبري ديگر تا اين حد به آن توجه نكرده و در رديف اخبار « تاپ » نگنجانده بودند!. سي بي اس گفت: از اين گزارش چنين بر مي آيد كه نبايد منتظر برقراري ثبات در عراق در آينده اي نزديك بود.

 

1938: در آخرين سال رکود اقتصادي آمريکا معروف به رکود بزرگ ، طبق يك آمار رسمي ، جمع بيكاران آمريكا به هشت ميليون تن رسيده بود.

1944: شوراي مشورتي اروپا پيشنهاد كرد كه پس از شكست هيتلر، آلمان به چند منطقه تقسيم شود تا بار ديگر نتواند بر ضد همسايگانش جنگ به راه اندازد.

1945: ارتش سرخ ( شوروي ) آلمانيها را از شهر ورشو ( پايتخت لهستان) دور ساخت و دو روز بعد در اين شهر مستقر شد.

منبع:iranianshistoryonthisday.com



تاريخ : | | نویسنده : nimrooz3 |
رپورتاژ
دوره آموزشی سقف های کشسان و کفپوش های سه بعدی
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
حمل نخاله در تهران
جشن عروسی
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
دوربین مداربسته دیجی همکار
بهترین راه استفاده از خدمات لیزر
میز و صندلی تالاری
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
معرفی دینگ و ذکر تفاوت‌ها
روغن خراطین اصل
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
فروشگاه اسباب بازی بازیجو
کیسه پرکن

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول | آموزش کفپوش سه بعدی |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.