كيهان

«محرمانه نيست» عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن آمده است:طيف سياسي پرتنوعي كه پس از روي كار آمدن غيرمترقبه سيدمحمد خاتمي در دوم خرداد 76 عنوان اصلاح طلب را براي خود برگزيدند، كدام آينده را پيش رو دارند؟ آيا بار ديگر به هم اعتماد مي ورزند و ائتلاف سابق را زنده مي كنند يا ديگر سراغي از آن ائتلاف نخواهند گرفت؟ و آيا اساسا اصلاح طلبي مذكور آن توش و توان و رمق و اراده را دارد كه دوباره سر برآورد؟ اين روزها كه حلقه هايي نظير ستاد ائتلاف يا شوراي هماهنگي و... جلسات فشرده اي را برگزار مي كنند، حاضران كدام كلمات را رد و بدل مي كنند و كدام تصوير را از آينده ترسيم مي نمايند تا از بي آيندگي گريبانگيرشده در دهه اخير- درست پس از روي كار آمدن پيش بيني نشده در خرداد 76- رهايي يابند؟ چنان جلساتي چقدر جدي است و چه قدر نمادين غيرواقعي؟

اينكه در جلسات مورد بحث چه مي گذرد، نياز به شنود مكالمات و درز گفت وگوهاي محرمانه ندارد. هم چنان كه براي اطلاع از حال و روز اصلاحات كذايي، ضرورتي به احضار ارواح و نبش قبر نيست. همين كه ده ها اصلاح طلب سابق نظير سعيد حجاريان و بهزاد نبوي بارها شهادت داده اند اصلاحات به روايت دوم خردادي مرده، كفايت مي كند. و از آنجا كه برخي از همين فعالان گفته اند از مسيح هم براي زنده ساختن اين مرده كاري ساخته نيست، بعيد است از طالع بيني و جادو و جنبل كاري برآيد. در عين حال يك احتمال را مي توان در ذهن داشت و در لابلاي جلسات محرمانه و غيرمحرمانه كاويد و آن اينكه اصلاح طلبان- فعلا به مصاديق اين عنوان مبهم كاري نداريم- تصميم گرفته باشند دست از سر جنازه سابق بردارند و به تكان دادن دست و پاي آن براي تلقين زنده بودنش پايان دهند تا پس از باور به مرگ اصلاحات كذايي، نوزادي تازه بياورند و او را بپايند كه مبتلا به امراض مهلك سابق نشود. تنها اتفاق جديد مي تواند رسيدن به اين باور و اراده جديد باشد اما آيا تحليل و تصميمي از اين جنس واقعيت دارد؟

نه، نياز به شنود جلسات محرمانه نيست. كافي است با نگاهي روانشناسانه به گفتار و رفتار ورثه مرحوم اصلاحات بنگريم تا اين «مظاهر»، دلالت بر عمق روحيه و روان آنها كند همچنان كه مشاهده دود، دلالت بر آتش مي كند اگرچه آن آتش از دوردست ديده نشود. با اين نگاه روانشناسانه هم چنين مي توان فهميد ورثه چه قدر به هم اعتماد دارند و چه قدر با هم صادق و جدي اند. يا چرا به هم- به ويژه به برخي پدرخوانده ها و قيم هاي سابق- بي اعتمادند و حاضر نيستند ديگر تخم مرغ هاي خود را در سبد آنها بگذارند. اين بي اعتمادي البته مختص حزب اعتماد ملي يا كارگزاران سازندگي نيست. اگر اين روزها از ترديد خاتمي درباره نامزدي سخن گفته مي شود، نوعي ديگر از همان بي اعتمادي فراگير است. ترديد خاتمي به اين معنا نيست كه او مايل نيست نامزد شود. نه او برخلاف آنچه مي گويند و بعضا خودش هم مي گويد، مايل به آمدن است و اگر ترديدهاي جدي دارد، ترديد نسبت به صداقت مدعيان حمايت است كه پيش از اين صراحتا از او عبور كرده اند. نيز ترديد به اقبال دوباره مردم به شعار اصلاحاتي است كه ديگر رازي مگو و هنري عرضه نكرده ندارد. او هم مانند خيلي از طيف هاي گونه گون اصلاح طلبان مي داند كه آن شير بي يال و دم و اشكم ديروز را نه توده هاي مردم، نه نخبگان، نه روشنفكران و صاحب نظران، و نه اپوزيسيون طمع كرده به اصلاحات كذايي قبول ندارند. او مي داند كه در آن 8ساله، هم از خدا ماند و هم از خرما، هم از برنج مازندران و هم از خرماي بغداد! خاتمي مي داند كه اصلاحات مدعايي هيچ قرار و ثباتي چه در جانب ملت و چه در ميان اپوزيسيون و ضدانقلاب پيدا نكرد. به همين دليل هم هست كه مي گويد تندروها اصلاحات را منحرف كردند و بايد آن را از نو تعريف كرد. و از همين زاويه است كه محمدرضا تاجيك مشاور سياسي وي در زمان رياست جمهوري اش در گفت وگو با ارگان رسانه اي بنياد باران تاكيد مي ورزد «خاتمي ترديد دارد كه در صورت انتخاب خود بخشي از مشكل جامعه باشد. اگر امروز تامل نكنيم فردا بسياري از ما مشتاقان حضور وي از نخستين كساني خواهيم بود كه عبور از وي را فرياد مي كنيم.»

در بخش ديگر يادداشت آمده است؛ما مشكل فقط بر سر اعتماد نيست. مسئله اساساً يكي دو تا نيست. غير از اينكه خاتمي خود از آن جنسي كه گفته شد ترديد دارد، ديگراني هم او را آرزوي پايان يافته 10 سال پيش مي نامند و حامياني چون عضو مشترك مركزيت حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب در اوج حمايت از وي و در حالي كه شعار مي دهند «يا خاتمي يا هيچ كس»، اعلام مي دارند كه اگر انتخابات آزاد بود و مجبور نبودند، سراغ خاتمي نمي رفتند! (بگذريم از كارگزاراني ها كه يكي در ميان نسبت به كار آمدي و رأي آوري و كار بلدي وي ابراز ترديد مي كنند).

سياست پيشگاني چون سعيد حجاريان مدت ها با لحني انتقادي تأكيد كرده اند كه خاتمي سياستمدار و اكتيو (فعال) نيست اما اكنون با لحني متناقض مي گويند حاضرند ايثار كنند تا او بيايد. مي گويند- و خاتمي هم مي گويد- عصر قهرمان پروري گذشته است و باز از او كه مي داند قهرمان خيالي آنها نيست و نمي خواهد هم باشد، تنها قهرمان موجود در اردوگاه اصلاح طلبان مي سازند و ديگران را هم به كرنش و اطاعت فرامي خوانند. اگر هم برنامه اي مطالبه مي شود، مي گويند «خاتمي همان برنامه است. او يك فرد نيست، برنامه است. شما كه مي گوييد شخص، برنامه نمي شود خودتان چه برنامه اي داريد»! اين همه انرژي براي دل گرم كردن خاتمي!؟ اين سخن تن پرورانه- حاكي از اينكه پاسخگو ما نخواهيم بود و خاتمي خود بايد مسئول همه چيز باشد- در حالي ادا مي شود كه گويندگان، اصلاح طلبان منتقد و هوشيار را متهم مي كنند كه با ورق زدن كارنامه اصلاحات و نقد و ارزيابي آن، در حال خالي كردن دل قهرمان تنها هستند! اين همه نازك نارنجي و مدعي اصلاح طلبي و نقد تند و تيز ديگران؟ شير بي يال و دم و اشكم كه ديد؟ اين چنين شيري خدا هم نافريد.

در ادامه مي خوانيد؛حرف نو، برنامه تازه، شعار جذاب. هرگز! آقاي بهزاد نبوي در گفت وگوي اخير خود با سايت بنياد باران تأكيد مي كند «خاتمي امروز سمبل نجات ملي است نه اصلاحات. ما در حال حاضر در مرحله اي نيستيم كه دنبال ايده آل هايمان برويم. امروز نجات كشور مطرح است و اساساً ضرورتي ندارد دنبال ايده آل هايمان باشيم» و در تكميل سخنان وي آقاي محمد علي ابطحي، خاتمي را سرزنش مي كند كه واقع بين باشد و مي نويسد «آقاي خاتمي گفته آمدن در صورتي معنا دارد كه يك گام نسبت به گذشته جلو برويم و الا بايد فكر ديگري كرد. اگر منظور آقاي خاتمي - چنانچه من فهميدم- دوران اصلاحات باشد نمي دانم با چه منطقي حرف زده است. فكر مي كنم واقعيت هاي اين چند ساله اثبات كرده كه كسي نمي تواند توقع انقلاب و يا تغيير قانون اساسي از رئيس جمهور داشته باشد و همه فهميده اند كه با تقسيم قدرت موجود كه براساس قانون اساسي است امكان تحقق شعارهاي همان دوره هم وجود ندارد». يعني آقاي خاتمي به اندازه ابطحي نمي فهمد؟ يا خاتمي - به زعم خطاي ابطحي- در توهم انقلاب و تغيير قانون اساسي است و معاون سابق مي خواهد وي را متوجه و متنبه كند؟ و اساساً با اين بيان آيا مدعيان اصلاح طلبي (حلقه اطراف خاتمي) دنبال راديكاليسم، معارضه با قانون اساسي و ساختارشكني بوده اند و حالا ابراز عجز مي كنند كه ديگر چنان توقعي نبايد از ايشان داشت؟! به هر حال با چنين بياني، آيا راديكال ها همراه مي شوند يا طرفداران اعتدال، اعتماد از دست رفته شان بازسازي مي شود؟

در پايان يادداشت آمده است؛خرج كردن خاتمي براي قمار خود- آن گونه كه احمدپور نجاتي نوشت- ساده ترين و كم بهاترين اتفاقي است كه در فضاي مغشوش فعلي در طيف مدعيان اصلاحات در حال رخ دادن است. به ميدان فرستادن او در فضايي چنين آشفته اگرچه منصفانه به نظر نيايد، اما براي آنها كه عادت كرده اند همواره از حيثيت ديگران خرج كنند و براي عبور و ماندن خود پل بسازند، هيچ هزينه اي ندارد. خاتمي تنها يك شخص است و آينده او هر چقدر هم مهم آينده يك فرد است. در اين ميان سؤالات مهم تري وجود دارد كه مختصري از آنها ذكر شد: عبرت از گذشته، پرسش از آينده و غرض و برنامه، چرايي اعتماد، و چرايي آتش زدن به خرمن اعتماد مردم. اينكه طيف هاي گوناگون اصلاح طلبان هر يك براي آينده خود چه تدبير مي كنند، مهم تر از پاسخ به اين پرسش نيست كه چرا به مردم و رأي هاي آنان خيانت شد و چرا مردم دوباره بايد اعتماد كنند؟

دنياي اقتصاد

«آيا اقتصاد آزاد گناهکار است؟» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي دنياي اقتصاد به قلم پويا جبل عاملي است كه در آن مي خوانيد؛تا پيش از سقوط بيمه AIG در ماه گذشته، تصور مي‌شد که ايالات متحده بحران را از سر مي‌گذراند، اما پس از اين سقوط، وضعيت آنچنان هولناک شد كه دولت آمريکا با وجود تجربه دهه 1930 اين بار سريعا وارد عمل شد و «طرح نجات» را براي نجات خود و اقتصاد جهاني به راي و عمل گذارد. اين که آيا راه‌حل ديگري نيز وجود دارد يا خير، يا اصولا با وجود خريد وام‌هاي پر خطر از جيب مردم آمريکا، اين راه مشروع است يا نه و يا اينکه در بلندمدت اين واکنش سريع دولت و حمايت وي از بنگاه‌هايي که در بازار شکست خورده‌اند، خود انگيزه‌اي نمي‌شود براي بنگاه‌ها براي سرمايه‌گذاري‌هاي پر ريسک، که اگر موفق باشند سود بسيار مي‌برند و اگر نه دولت هست تا نجات‌شان دهد، همه پرسش‌هايي است که بسياري از اقتصاددانان امروز در سراسر جهان بدان‌ها مشغول هستند و بدون‌ترديد تحول اخير چون موارد مشابه‌اش در دهه 1930 و 1970 مي‌تواند تاثيرات شگرفي بر انديشه اقتصادي داشته باشد.

در ادامه سرمقاله آمده است؛...نتيجه چنين سياست انبساطي همانا افزايش قيمت مسکن و مستغلات به صورت حبابي بود. بقيه داستان را همه مي‌دانيم؛ افزايش قيمت مسکن، ارائه‌دهندگان وام‌هاي مسکن را بر آن مي‌داشت که به مشتري‌هاي بد حساب نيز وام دهند، زيرا اگر آنان نمي‌توانستند وام خود را بپردازند، بنگاه مالي مي‌انگاشت که قادر است با مصادره مسکن، پول خود را به دست آورد.‌ترکيدن حباب همه معادلات را به هم زد.

در بخش ديگر مي خوانيد؛‌هايک در مقاله «اشتغال کامل در هر قيمت» در سال 1975 بيان مي‌دارد که رونق‌هاي مصنوعي از طريق اعتبارات، در درون خود بذرهاي عکس‌العمل غير قابل اجتنابي را به همراه دارند، زيرا نيروهايي را ايجاد مي‌کنند که منجر به حرکت معکوس خواهند شد. به عبارت بهتر هر رونق مصنوعي، به حتم رکودي را در دل خود دارد و هرچه اين رونق گسترده‌تر باشد، رکود همراه آن بزرگ‌تر خواهد بود.

در واقع تغيير نرخ بهره به دست مقامات پولي با بر هم زدن قيمت‌هاي نسبي، علائم غلط به عاملان اقتصادي مي‌دهد و همچنان که باز‌ هايک اشاره کرده است، کارفرمايان به صورت گروهي به طور همزمان و در يک جهت اشتباه مي‌کنند.فرآيندي که اقتصاددانان اتريشي بدان اشاره کرده‌اند، هماني است که از سال 2001 اتفاق افتاده است.

فدرال رزرو از‌ترس رکودي ناچيز، دست به رونق مصنوعي مي‌زند و پس از چندي اقتصاد به چنين وضعي مي‌رسد. از همين لحاظ است که اقتصاددانان اتريشي بر سياست‌هاي پولي خنثي تاکيد داشته اند. با اين وجود و با اين ديد، آيا مي‌توان اقتصاد آزاد را متهم رديف اول وضع کنوني دانست؟

در پايان سرمقاله آمده اسـت؛راقم ابدا بر آن نيست تا طرح نجات را نفي کند، زيرا ابعاد معضل به حدي است که تو گويي راه‌حل ديگري وجود ندارد، حتي به قيمت چنين رونق مصنوعي که شايد آثارش بعدها بروز كند، اما مساله آن است که مي‌توان مدعي بود كه اگر فدرال رزرو رکود سال 2001 را مي‌پذيرفت و در جهت رفع آن نمي‌کوشيد، بازار آنچنان خود را مي‌يافت که ديگر شاهد حوادث امروز با چنين شدتي نبوديم.

جمهوري اسلامي

«شگردهاي تازه صهيونيست ها» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جمهوري اسلامي است كه در ابتداي آن مي خوانيد؛اعترافات تاريخي ايهود اولمرت نخست وزير مستعفي رژيم صهيونيستي كه از يكطرف تزلزل دروني اين رژيم را از زبان يكي از سران صهيونيسم بيان مي كند و از طرف ديگر قدرت نظام جمهوري اسلامي ايران را نشان مي دهد از رويدادهاي مهم تاريخ 60 ساله موجوديت غاصبانه صهيونيست ها در فلسطين است .

ايهود اولمرت در اين اعترافات حداقل 5 نكته كليدي و مهم را يادآور شد كه صهيونيست ها چه بخواهند و چه نخواهند چاره اي جز گردن نهادن به آن ندارند. اين نكات از اينقرارند :

1 ـ اين تصور كه ايجاد كشور اسرائيل كه تمام بيت المقدس را شامل شود امري غيرممكن است هر چند من خود نيز زماني چنين تصوري داشتم ولي اكنون به اين نتيجه رسيده ام كه سخت در اشتباه بوده ام .

2 ـ بايد از اكثر مناطق كرانه باختري در نوار غزه عقب نشيني كنيم و در ازاي آن قسمت از اراضي فلسطين كه حفظ مي كنيم بايد به فلسطيني ها غرامت بدهيم تا بتوانيم در آرامش زندگي كنيم . اين عقب نشيني شامل بخش هائي از بيت المقدس هم مي شود.

3 ـ احتمال حمله نظامي اسرائيل به ايران صفر است و اين تصور كه اسرائيل به تنهائي مي تواند با ايران روياروئي كند يك انديشه باطل است و كساني كه چنين فكري در سر دارند گرفتار بيماري خود بزرگ بيني هستند.

4 ـ اسرائيل بايد از طريق مذاكره به دولت سوريه نزديك شود و براي آنكه در اين كار موفق شود بايد از اراضي متعلق به سوريه چشم پوشي كند و البته از سوريه نيز بخواهد از روابط خود با ايران حزب الله لبنان و حماس چشم پوشي نمايد.

5 ـ تصميم گيرندگان در اسرائيل زماني به نتايجي كه من به آنها رسيده ام مي رسند كه ديگر قادر به اداره اين امور نيستند و خارج از قدرت هستند اما من زماني به اين نتيجه رسيدم كه در قدرت بودم و از سال گذشته روابط با سوريه را آغاز كرديم ما تلاش كرديم سوري ها را قانع به مذاكره كنيم .

از ميان اين 5 مطلب كه پايه هاي اصلي اعترافات تاريخي ايهود اولمرت را تشكيل ميدهند فقط مي توان پذيرفت كه او در پنجمين و آخرين آنها راست گفته است . به عبارت روشن تر نخست وزير مستعفي اسرائيل زماني كه هنوز در قدرت بود به اين نتيجه رسيده بود كه رژيم صهيونيستي نمي تواند به حيات غاصبانه خود ادامه دهد در برابر قدرت حزب الله لبنان و حماس بايد تسليم شود و قدرت روياروئي با ايران را نيز ندارد. اما در مورد ساير اعترافات اولمرت بايد بر اين نكته تاكيد نمائيم كه او با اين سخنان درصدد فريب دادن حريف است .

در بخش ديگر سرمقاله مي خوانيد؛سخنان اولمرت در عين حال كه تزلزل شديد در اركان رژيم صهيونيستي را از زبان يكي از بلندپايه ترين مقامات اين رژيم برملا مي كند به احتمال بسيار زياد يك اقدام برنامه ريزي شده و هماهنگ توسط صهيونيست ها براي از بين بردن آمادگي هاي احتمالي و احتياطي حزب الله لبنان حماس و جمهوري اسلامي ايران نيز هست . بنابر اين نمي توان از اظهارات اولمرت قاطعانه نتيجه گرفت كه صهيونيست ها نقشه اي براي حمله به غزه و لبنان و سوريه و ايران ندارند. اينكه نخست وزير مستعفي رژيم صهيونيستي در همين سخنان خود بر ضرورت مقابله با ايران تاكيد كرده ولي آنرا در « برعهده جامعه جهاني » دانسته و همزمان با اظهارات او رئيس ستاد ارتش رژيم صهيونيستي گابي اشكنازي گفته است : « ايران حزب الله و حماس تهديدهاي بزرگي براي اسرائيل هستند » دلايل روشني براي صحت فريبكارانه بودن اظهارات اولمرت مي باشند.

در پايان سرمقاله آمده است؛ در شرايطي كه مقامات و صاحب منصبان اين رژيم يكي پس از ديگري گرفتار پس لرزه هاي جنگ 33 روزه شده و سقوط مي كنند صهيونيست ها چاره اي جز توسل به شگردهاي تازه اي براي ترميم وضعيت موجود ندارند. درست در همين وضعيت است كه مسلمانان بايد با درك صحيح موقعيت ضربات مناسب را بر پيكر غاصبان فلسطين وارد كنند و سقوط آنها را تسريع نمايند.

اعتماد ملي

«دموكراسي بدون احزاب شوخي است» عنوان سرمقاله روزنامه‌ي اعتماد ملي است كه در ابتذداي آن مي‌خوانيد؛سخنان مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي در جمع مردم، نخبگان و فعالا‌ن سياسي استان زنجان فرصتي فراهم مي‌آورد تا به جنبش اصلا‌ح‌طلبي در ايران و فرجام آن نگاه دوباره‌اي انداخته شود. اصلا‌ح‌طلبي در ايران هرچند نام بامسمايي پس از پيروزي دوم خرداد تلقي شد اما يك انتخاب پيشيني و فرآيندي نبود. اينگونه نبود كه در نتيجه و فرجام يك تحول سياسي با برنامه براي نيل به هدف مشترك تحقق يافته باشد.

در ادامه مي‌خوانيد؛...شايد به همين دليل است كه نام حماسه بر خود گرفت زيرا در هيچ جامعه سالمي، از نظر جامعه‌شناسي و ساختار منطقي سياست‌ورزي، حماسه شكل نمي‌گيرد. حماسه به عصر اسطوره‌ها، افسانه‌ها و بر انسان‌ها تعلق دارد. خاتمي خود بارها بر اين مهم تاكيد داشت كه به دنبال قهرمان نباشيد اما جامعه‌اي كه عادت نكرده بدون قهرمان گذران نمايد، اين تذكارها را به شكسته‌نفسي فروتنانه تعبير مي‌كند! به همين جهت است كه در هيچ جامعه دموكراتيكي حماسه شكل نمي‌گيرد، نه مردم يكپارچه در انتخابات شركت مي‌كنند و نه يكباره آن را تحريم مي‌كنند. حضور و يا غيبت حداكثري مختص جوامع توسعه‌نيافته و يا در حال توسعه است، به همين دليل در جوامع پيشرفته درصد مشاركت مردم در انتخابات هيچگاه از 50 تا 70 درصد بيشتر نشده است. نه حضور انبوه به معناي به تصوير كشيدن يك جامعه، منطقي است و نه حضور اندك.

در بخش ديگر آمده است؛...در جوامعي چون ايران، همواره مردم از فعاليت‌هاي حزبي گريزان بوده‌اند، كه يكي از دلا‌يل آن بيگانگي تشكيلا‌ت حزبي با روح فرهنگي و مذهبي جامعه بوده است، در سوي ديگر فقدان چارچوب تشكيلا‌تي نيز يكي از عوامل عقب‌ماندگي بوده است. بديهي است تجميع فعاليت سياسي در يك حزب برآمده از آرمان‌هاي عمومي جامعه با رهبري يك روحاني نوانديش و خط امامي، مي‌تواند موجبات بركاتي شود؛ آن هم در جامعه‌اي كه استبداد در آن يك بيماري ريشه‌دار و مزمن است.

در بخش پاياني سرمقاله آمده است؛...بديهي است در اين راه دچار خطا و پريشان‌حالي نيز مي‌شود. آنچه بر گذشته جنبش اصلا‌ح‌طلبي آمد از اين قاعده مستثني نيست. اما همگان بايد بپذيرند كه در مركز هستي قرار نداشته و انتخاب‌ها و راهكارهايشان يگانه‌طريق رستگاري در جاده سياست نيست بلكه تصميمي براتر و كارآمدتر است كه از دل يك خواست و اراده جمعي و گروهي برآمده باشد؛ موضوعي كه حزب اعتماد‌ملي بدان توجه جدي دارد.

مردم سالاري

سخني با خوانندگان محترم«کاهش صفحات به جاي افزايش قيمت»  يادداشت روز روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم مدير مسئول است كه در آن مي‌خوانيد؛هر چند مردم با فرهنگ ايران اسلامي وضعيت کنوني مسايل اقتصادي و اوضاع معيشتي را بهتر از دست اندرکاران امور درک مي کنند و گراني و تورم روزافزون را با تمام وجود خويش لمس مي نمايند، اما در عرصه مطبوعات ابعاد ديگري هم به موضوع گراني ها اضافه  مي شود که در اين جا توجه به بخش هايي از آنها ضروري است.

اولا: علي رغم افزايش حداقل 20 درصدي حقوق و مزاياي کارکنان و ساير خدمات همچون ليتوگرافي و چاپ و توزيع و همچنين افزايش حداقل 120 درصدي قيمت کاغذ نسبت به 3 سال قبل متاسفانه دولت نهم بدون هيچ گونه توجيه منطقي به يکباره در سال جاري حداقل 50 درصد يارانه ها را کاهش داد.

ثانيا: دولت نهم براي عموم مطبوعات و به ويژه براي مطبوعات غيردولتي علي الخصوص و براي روزنامه هاي منتقد دولت محدوديت هايي در زمينه، آگهي ها (چه در بخش دولتي و چه در بخش عمومي) قائل شده است که روزنامه مردم سالاري هم از اين الطاف کريمانه بي بهره نمانده است.

ثالثا: رقابت روزنامه هاي وابسته به دولت و برخوردار از رانت دولتمردان با ساير مطبوعات و به ويژه روزنامه هاي منتقد دولت صرفا به بخش آگهي هاي دولت بسنده نشده است بلکه روزنامه هاي مذکور

حتي در جذب آگهي هاي خصوصي و چاپ ويژه نامه هاي استاني ابعاد ديگري از تضييقات را بر امثال روزنامه هاي مردم سالاري تحميل نموده است، لذا دست اندرکاران روزنامه مردم سالاري که خوشبختانه و با کمال سرافزاري از هيچ رانت دولتي يا غيردولتي برخوردار نبوده و نيستند براي تداوم انتشار مستمر روزنامه دو راه در مقابل خود مي ديدند يا اينکه همچون ساير روزنامه ها قيمت فروش هر نسخه را حداقل 2 برابر نمايند که در اين صورت بايد فشار مضاعفي را به مردم به ويژه خوانندگان هميشگي خويش وارد نمايند يا اينکه با کاهش صفحات خويش از 16 صفحه به 12 صفحه بتوانند حداقل بخشي از هزينه هاي سرسام آور خويش را تعديل نمايند.

در پايان از خداوند سبحان مسالت داريم که هيچ گاه ما را از عنايات خويش محروم نفرمايد و همچون گذشته همواره ما را دل گرم به حمايت و پشتيباني مستمر مردم و خوانندگان فهيم بنمايد هر چند که عده اي از عزيزان دولتمرد با انواع و اقسام الطاف چندان تمايلي براي سرپا ماندن امثال روزنامه هاي مردم سالاري نداشته باشند به هر حال ما مطمئن هستيم مردم سرافراز ايران اسلامي و خوانندگان ثابت و فرهيخته پوزش ما را خواهند پذيرفت.

جوان

«توصيه‌اى به جناب كردان» عنوان يادداشت روزنامه‌ي جوان به قلم محراب ايراني است كه در آن مي خوانيد؛سرانجام حقيقت آشكار شد و على كردان در نامه اى به رئيس جمهور اعلام كرد مدرك دكتراى وى جعلى است.

از همان زمان كه رسانه ها و برخى از نمايندگان اعلام مى كردند كردان مدرك تحصيلى دكترا ندارد، اصرار برخى چهره هاى سياسى ذى نفوذ در دفاع از مدرك كردان اين واقعيت را به اذهان متبادر مى كرد كه كردان مدرك ندارد چرا كه در جهان امروز حقيقت يابى در خصوص مدرك تحصيلى با يك استعلام ساده از دانشگاه صادركننده انجام مى گيرد.

امروز در جهان و حتى ايران روزانه هزاران و صدها استعلام از دانشگاه ها در خصوص مدارك صادره صورت مى گيرد و كسانى كه به استخدام دستگاه ها و وزارتخانه ها درمى آيند، اولين كارى كه براى آنها انجام مى شود استعلام مدارك رسمى آنها اعم از مدارك تحصيلى، پايان و يا معافيت از خدمت و غيره مى باشد، اما مشخص نيست كه چرا بايد براى يك كارمند كه مى خواهد استخدام شود چندين استعلام صورت گيرد اما براى فردى كه معاون صدا و سيما، رئيس سازمان فنى و حرفه اى كشور، قائم مقام وزارت نفت و وزير كشور بوده است استعلام مدرك تحصيلى صورت نگيرد و چرا نمايندگان مجلس كه به نمايندگى مردم بايد از حق و حقوق اجتماعى ايشان دفاع كنند بررسى همه جانبه اى انجام ندادند و بر صرف گفته ها صحه گذاشتند و اعتماد عمومى را پاسدارى نكردند.

نگارنده ضمن احترام به جناب على كردان از وى مى خواهد براى جلوگيرى از هرگونه ابهام و بهانه گيرى گروه هاى سياسى از مصدر وزارت كشور استعفا دهد، چرا كه ما در آستانه انتخابات رياست جمهورى هستيم و ممكن است رقباى اصولگرايان تصويرى دور از واقع ارايه دهند كه به مواضع تهمت نزديك باشد.

همچنين وزارت كشور به دليل مسئوليت هاى متعددى كه دارد يكى از كليدى ترين وزارتخانه هاى جمهورى اسلامى محسوب مى شود.

امروز دورترين نقاط كشور از تصميمات اين وزارتخانه  متاثر مى گردد پس حتما بايد وزيرى مسئوليت آن را به عهده بگيرد كه در زمينه مدرك تحصيلى كسى نتواند به وى مدرك جعلى اعطا نمايد.

پس راه صواب، منطقى، شايسته و اصولگرايانه براى على كردان استعفا مى باشد، در غير اين صورت منطق اصولگرايى اقتضا مى كند كه كردان عزل شود، چرا كه فهم ما از اصولگرايى پافشارى روى معيارها مى باشد نه گروه هاى سياسى، اشخاص و احزاب.
پس تا دير نشده بايد اقدام كرد.
 
قدس

«آژانس و چالش هسته‌اي اسرائيل» عنوان سرقاله‌ي روزنامه‌ي قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در ابتداي آن مي خوانيد؛كنفرانس عمومي آژانس بين المللي انرژي اتمي، با وجود مخالفت آمريكا و كانادا، بررسي فعاليتهاي هسته‌اي اسرائيل را تصويب كرد. پيش از اين، كشورهاي اسلامي- عربي و جنبش غيرمتعهدها در نشست سالانه مجمع عمومي آژانس خواستار بررسي و كنترل برنامه هسته اي تهديد آميز رژيم مذكور در اين نهاد شده بودند.

اقدام اخير نهاد حقوقي سازمان ملل را مي توان انتظار بحق كشورها و ملتها از اين جايگاه حقوقي با كاركرد فني آن ارزيابي نمود. يكي از زيرمجموعه هاي سازمان ملل كه از دامنه گسترده رسانه اي برخوردار بوده، آژانس است؛ هر چند كاركرد جهت دار اين سازمان، شائبه خروج از دايره كاركردي و فني آن را در اذهان تقويت نموده است.

در ادامه سرمقاله آمده است؛...روند تحولات سياسي و بين المللي پس از سال 1945، مناسبات جهاني را دستخوش استقلال خواهي رو به تزايد كشورها نمود و به همان نسبت تأثيرگذاري قدرتها بر نهادهاي بين المللي بتدريج شكل پر رنگ تري به خود گرفت. در آغاز هزاره سوم، وجاهت حقوقي سازمانهاي حقوقي جهاني در صورت استمرار رويكردهاي سياسي، با سؤالهايي جدي رو برو و فاقد الزامهاي حقوقي خواهد بود. اكنون بيداري ملتها و پايداري آنها در دفاع از حقوقشان، تحميل خواسته هاي افزون طلبانه دولتهاي ابرقدرت را با بن بست مواجه ساخته است.

در بخش ديگر سرمقاله آمده است؛ اينك جهان آزاد با اين پرسش روبروست؛ اگر پرونده صلح آميز هسته اي ايران با وجود همكاريهاي طولاني و فراتر از تعهدهاي پيش بيني شده در آژانس اتمي، نگراني دولتها را مرتفع نكرده است، وجود اسرائيل مسلح به 300 كلاهك هسته اي و پايبند نبودن به هيچ يك از مقررات آژانس و تهديد محوري و توسعه طلبي اين رژيم جعلي، مفهوم منطقه عاري از وجود سلاحهاي هسته اي را به آرزويي دست نيافتني مبدل خواهد نمود.

اين رژيم از سال 1970 به طور رسمي فعاليت خود را براي ساخت سلاح هسته اي، ميكروبي و شيميايي گسترش داده و به هشدارها و قطعنامه هاي سازمان ملل و انتقادهاي بين المللي - بويژه اعتراضهاي كشورهاي عربي و اسلامي كه سلاحهاي كشتار جمعي اين رژيم بزرگترين تهديد براي آنها محسوب مي شود- نه تنها توجه اي نكرده، بلكه همچنان به ساخت و گسترش مراكز هسته اي غيرقانوني ادامه مي دهد.

نكته حايز اهميت، اعتراض رژيم صهيونيستي و واكنش شتاب زده توأم با اتهام زني به كشورهاي ارائه دهنده طرح است.

در بخش ديگر سرمقاله آمده است؛رژيم اسرائيل، اين اقدام آژانس را «اساساً غيرقانوني و خدشه دار» توصيف و اعلام كرد اقدام فوق با حمايت ايران و كشورهاي عربي صورت گرفته است تا بدين نحو اسرائيل را منزوي كنند.

پر واضح است، اين رژيم نامشروع بدون هرگونه پايبندي به مقررات بين المللي و با فرافكني و اتهام زني به ديگر كشورها، همچون گذشته از پاسخگويي طفره رفته و حاميان غربي اش را با مظلوم نمايي، در پشتيباني از خود ترغيب مي نمايد.

در بخش پاياني سرمقاله آمده است؛شايسته است كشورهاي اسلامي و غيرمتعهدها همان گونه كه تاكنون با همسويي در خور تقدير توانسته اند با زياده خواهي هاي برخي كشورها و اقدامهاي جهت دار آنها در آژانس مقابله كنند، با بهره گير ي از انگيزه ها و هدفهاي مشترك خويش، ضمن افشا نمودن هدفها و طرحهاي صهيونيستي، زمينه همگرايي بيشتر را با كشورهاي مستقل و معتدل در عرصه تعاملهاي بين المللي فراهم نمايند.
 
صداي عدالت

«آزمون سخت براي نمايندگان» عنوان سرمقاله‌ي روزنامهي‌صداي عدالت است كه در آن مي‌خوانيد؛بالاخره پس از دو ماه، علي کردان وزير کشور در نامه اي به احمدي نژاد پذيرفت که ‏مدرک دکتراي افتخاري او "جعلي" است با اين حال آنچه محور اصلي اين نامه قرار گرفته شکايت کردان از فردي ‏است که به او مدرک جعلي اعطا کرده، چنانکه محمود احمدي نژاد نيز بر حاشيه نامه دستور داده نسخه‌ اى از گزارش ‏وي جهت اطلاع نمايندگان در اختيار رئيس مجلس شوراى اسلامى قرار گيرد و رونوشتى از آن نيز با تأکيد بر تعقيب ‏قضايى متخلفان و جلوگيرى از تکرار سوء استفاده براى رئيس قوه قضائيه ارسال شود‎.‎ در اين نامه که به طرز هوشمندانه اي در آستانه تعطيلات مربوط به عيد فطر و آخر هفته در ايران نوشته شده، کردان ‏براي رييس جمهور توضيح داده است که مدرک دکترايش را از فردى كه مدعى نمايندگى دانشگاه آكسفورد در تهران ‏بوده گرفته است و هر چند هويت اين فرد در اين نامه فاش نشده اما نهايتا کردان به دليل اينکه "نتوانسته اين فرد را ‏بيابد"، متوجه شده است که او تخلف کرده و به اين ترتيب از او به دستگاه قضايي شکايت کرده است. ‏

وزير جديد کشور که جلسه راي اعتماد او يکي از جنجالي ترين جلسات اينچنيني در سالهاي اخير بوده در نامه خود با ‏لحن ساده اي سعي کرده روايت کسب مدرک دکتراي خود را به اطلاع رييس جمهور و سايرين برساند تا به اين ترتيب ‏خود را "فريب خورده" معرفي کند و در ادامه بدون هيچ گونه ابراز ندامت و پشيماني، "احساس آمادگى و انگيزه ‏بيشتر" خود را براي "خدمت به اهداف بلند انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى" يادآور شود.

‏پس از آنکه دانشگاه آزاد اسلامي نيز آب پاکي را بر دستان کردان ريخت و اعلام کرد "خوشبختانه کردان از اين ‏دانشگاه هيچ مدرکي نگرفته است"، او در دو هفته اخير در هر مواجه با خبرنگاران به آنان نويد مي داد که بزودي در ‏مورد مدرک تحصيلي خود با خبرنگاران سخن خواهد گفت.

با تکذيبيه هاي آکسفورد و دانشگاه آزاد، هرچند نمي شد ‏انتظار زيادي از کردان براي توضيح در قبال مدرک جعلي اش داشت اما انتشار نامه کردان تنها چند ساعت پيش از ‏جلسه روز سه شنبه مجلس تامل برانگيز است. ‏

رييس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس روز يکشنبه اعلام کرده بود که گزارش اين کميسيون به هيات رييسه مجلس ‏ارايه شده است و هرچند "علي عباسپور تهراني فرد" در مورد محتواي اين گزارش سخني به ميان نياورد اما مي شد ‏حدس زد که اين گزارش در جلسه بعد مجلس - سه شنبه - در صحن قرائت شود و در چنين شرايطي بود که نامه ‏کردان دوشنبه شب به رييس جمهور نوشته شد. ‏

با اين موقعيت شناسي کردان اما در نامه وي نکاتي وجود دارد که از آنها نمي توان به سادگي گذشت:‏

‏1- علي کردان در نامه خود به رييس جمهور مدعي شده است که در تاريخ 24 شهريور، "به محض اطلاع از جعلي ‏بودن مدرک" از فردي که هويت آن در نامه فاش نشده شکايت کرده است. اين اقدام در حالي در آخرين روزهاي ‏شهريور ماه صورت گرفته که پيش از اين در تاريخ هاي 19 و 28 مرداد ماه، دانشگاه آکسفورد رسما اعلام کرد ‏مدرک ارايه شده از سوي کردان جعلي است.

‏‏2- وزير کشور در نامه خود اعتراف کرده است که مدرک را "به واسطه فردى كه از دانشگاه مذكور ‏‎]‎آکسفورد‎[‎‏ در ‏امور زبان انگليسى در تهران دفتر نمايندگى تأسيس كرده بود" اخذ کرده است. جاي سوال دارد که چگونه فردي با ‏‏"سوابق مديريتى و تجارب اجرايى" متوجه نشده که مدرک تحصيلي از سوي دانشگاه ارايه مي شود نه فردي که نماينده ‏يک دانشگاه در امور زبان باشد؛ بخصوص که نماينده اين دانشگاه در امور زبان، چندان هم در امور زبان متخصص ‏نبوده و اين را مي توان از غلط هاي املايي و گرامري مدرک دکتراي کردان متوجه شد.‏

‏3- کردان در نامه خود هرچند گفته است که مدرک دکتراي او توسط واسطه براي او ارسال شده است اما نگاهي به ‏اظهارات روح الله حسينيان در روز راي اعتماد کردان، بيانگر تناقض هايي است: ‏روح الله حسينيان: "از ايشان سوال کرديم که آيا شما از اين رساله دفاع هم کرديد که ايشان فرمودند نه دفاع نکردم.... ‏ايشان صبح همان روز هم در جلسه‌اي گفته بودند که من از رساله دفاع کردم و وقتي از ايشان پرسيده بودند که شما که ‏انگليسي نمي‌دانيد چگونه دفاع کرديد ايشان فرمودند که مترجم گرفتم.... از ايشان پرسيديم که شما در جلسه صبح گفتيد ‏دفاع کردم، چه طور الان مي‌گوييد دفاع نکردم که رسما فرمودند خلاف گفتم. از او سئوالاتي کردند که چرا دروغ ‏گفتيد، فرمودند که اشتباه کردم..."‏

‎4 ‎‏‎-‎‏ اما بخش مهم نامه کردان در مورد عدم پاسخگويي وي به مدارک پايه اي او است. در حالي وي مدعي داشتن دکترا ‏شده که براساس سيستم آموزشي در تمام دنيا، فرد بعد از ليسانس و فوق ليسانس، مي تواند مدرک دکترا اخذ کند. در ‏همان جلسه حاشيه راي اعتماد به کردان از وي پرسيده شد "شما که دکترا داريد، مدرک ليسانس و فوق ليسانس خود را ‏از کجا گرفته ايد؟"، کردان هم گفت دو مدرک از دانشگاه آزاد گرفته است. با اين حال عبدالله جاسبي، رييس دانشگاه ‏آزاد در مورد مدرک کردان در دانشگاه آزاد چندي پيش به صراحت گفت:"خوشبختانه کردان از دانشگاه آزاد اسلامي ‏هيچ گونه مدرک رسمي دريافت نکرده و هر چه پشت تريبون گفته شده دروغ است."‏‏

‏5- از نکات ديگر نامه کردان، اين بخش است که نوشته "هيچ گونه وجهي از بابت مدرک دکتراي افتخاري دريافت ‏نکرده‌ام" حال آنکه باز همان آقاي حسينيان در جلسه راي اعتماد گفته بود: "بنده مجددا از آقاي کردان سئوال کردم که ‏شما تاکنون بر چه مبنايي حقوق مي‌گرفتيد، فرمودند بر مبناي همين دکترا. سپس من از او سوال کردم که شما که چندين ‏سال بر اساس مدرک خلاف حقوق مي‌گرفتيد براي اين کار خود چه توجيهي داريد؟ که فرمودند من از جناب آقاي ‏لاريجاني اجازه گرفتم بعد هم توضيح دادند من ماموريت زياد رفتم حق ماموريت نگرفتم و اين مبلغ اضافه را بر مبناي ‏آن حق ماموريت‌ها حساب کردند‏‎."‎‎ ‎

فارغ از نکات بالا، تنها چند ساعت بعد از نامه کردان به احمدي نژاد، مجلس شوراي اسلامي در جلسه غير علني، ‏شنونده گزارش کميسيون آموزش بود که البته اين گزارش حاوي مطلب تازه اي نبود و تنها اخبار هفته هاي اخير را ‏تاييد مي کرد که‏ مدرک دکتراي کردان جعلي است و او هيچ مدرکي از دانشگاه آزاد ندارد. ‏در اين ميان واکنش دولت مي توانست حائز اهميت باشد اما با حاشيه اي که احمدي نژاد بر نامه کردان نوشته و ‏خواستار "تعقيب قضايى متخلفان" شده و از سوي ديگر فعاليت خبرگزاري رسمي دولت در جهت خنثي کردن بحث ‏برکناري کردان، نمي توان به واکنشي مناسب از دولت اميدوار بود.

خبرگزاري دولتي ايرنا به نقل از ‏محسن کوهکن، سخنگوي هيات رييسه مجلس نوشت که "کردان از مديران توانمند و صادق نظام جمهوري اسلامي ‏ايران است که خدمات متعدد و بسياري به انقلاب و نظام داشته است و بي اطلاعي کردان از بي اعتباري مدرک ‏دکترايش خللي در کار ايشان به وجود نمي آورد‎.‎‏

"‏براساس خبرگزاري دولت، همچنين بهمن اخوان، نماينده مردم تفرش و آشتيان درمجلس نامه کردان به رييس ‏جمهوري مبني برجعلي بودن مدرکش را اقدامي شجاعانه خواند و تاکيد کرد: "کارآمدي و سوابق درخشان مديريت آقاي ‏کردان براي نمايندگان مهم است و نامه ايشان بسيار پسنديده و صادقانه بود.

" او حتي يادآوري کرد: "نمايندگان مجلس ‏از جمله بنده به کارآمدي و سوابق ايشان راي داديم نه به مدرک ايشان، چرا که دردوره هاي گذشته آقايان "احمد ‏توکلي" و ‏‎"‎حسين کمالي" هم با مدرک ديپلم براي تصدي وزارت وارد شدند اما نمايندگان به کارآمدي آنها راي دادند‎.‎‏"‏غير از اين، ‏‎"‎سيد حسن شجاعي کياسري" نيز پي گيري کردان در تاييد مدرک تحصيلي ارايه شده از سوي دانشگاه ‏آکسفورد و نيز اعلام صريح وزير کشور مبني بر جعلي بودن اين مدرک را نشان "صداقت وزير کشور" دانست و ‏افزود:"بايد از اين ميزان صداقت و اعتراف حق، قدرداني کرد‏‎.‎‏"‏

در حالي خبرگزاري دولتي سعي کرده با برجسته کردن اظهارات برخي از نمايندگان مجلس، پيشاپيش به منتفي شدن ‏موضوع استيضاح وي بپردازد اما آنچه اهميت دارد اين است که نمايندگان مجلس در مقابل آزموني بزرگ قرار دارند. ‏آنها در سه ماه آغاز به کار مجلس هشتم هرچند تاکنون نتوانسته اند نقشي از خود به عنوان نماينده مردم در مقابل دولت نشان دهند، اما اينک در مقابل تخلفي قرار دارند که بسادگي نمي توان از آن گذشت. همانطور که ‏علي مطهري، نماينده تهران گفته است "از دو حال خارج نيست يا آقاي کردان نمي‌دانستند و فريب خورده و يا اينکه ‏مي‌دانستند و دروغ گفته است که در هر دو صورت صلاحيت ايشان براي وزارت زيرسوال است". ‏با اين حال روز يکشنبه، جلسه مجلس مي تواند روز ماندگاري براي نمايندگاني باشد که همچنان به سوگندشان وفادارند

رسالت

«راهبردهاي عملي وحدت» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم محمدكاظم انبارلويي است كه در آن مي خوانيد؛صفوف فشرده امت اسلامي در نماز عيد فطر در سرتاسر جهان اسلام بار ديگر نخبگان، روشنفكران وعلماي دين و نيز برجستگان سياسي دنياي اسلام را به مفهوم وحدت و چگونگي پرهيز از اختلافات فرا مي‌خواند.

بدون شك رسيدن به يك مفهوم مشترك از  آموزه‌هاي قرآني و سنت پيامبر اسلام مي‌تواند ما را به سرچشمه زلال وحدت اسلامي رهنمون سازد .

امت اسلام امروز بهانه‌هاي بسياري دارد كه مي‌تواند حول آن وحدت خود را عملي سازد .

-1 نجات قدس شريف، اولين قبله‌گاه مسلمانان جهان و جايگاه عروج پيامبر آسماني اسلام محمدبن‌عبدالله(ص) يك آرمان مشترك است .پايان دادن به يك ستم تاريخي در حق ملت مظلوم و مسلمان فلسطين و پاسخ دادن به نداي ياللمسلمين ستمديدگان فلسطيني بهانه‌اي بزرگ براي فشرده كردن صفوف مسلمانان جهان در برابر هجوم صهيونيسم و امپرياليسم غرب به سرزمين‌هاي اسلامي است.  

-2 پايان دادن به غارت كشورهاي اسلامي توسط غرب وغلبه بر سيطره و تسلط و تراستها و كارتل‌هاي غربي در شئونات اقتصادي كشورهاي اسلامي بهانه ديگر براي با هم بودن و وحدت امت اسلامي است.

كشورهاي اسلامي بايد از هم‌تنيدگي اقتصاد خود در اقتصاد غرب جلوگيري كنند. اقتصاد غرب به سوي ورشكستگي و تلاشي مي‌رود، نبايد اقتصاد دنياي اسلام با سقوط اقتصادي غرب به سقوط و ورشكستگي كشيده شود . خداوند متعال به اندازه كافي سرمايه ،نيروي انساني ماهر، انواع و اقسام معادن و ذخاير روي زميني و زيرزميني در اختيار مسلمانان قرار داده است تا بتوانند يك اقتصاد سالم و مستقل و اسلامي را پايه‌ريزي كنند . كشورهاي اسلامي بايد مرز بازارهاي اسلامي را با مرز بازار كفار شفاف كنند و فهم دقيقي از منافع اقتصادي دنياي اسلام با دنياي كفر داشته باشند فهمي ‌نو از وضعيت اقتصاد جهان مي‌تواند ملل اسلامي را در زير يك سقف بازار اسلامي دور هم جمع كند و گامي نو به سوي وحدت اسلامي باشد.

-3 هر روز يك توطئه و دسيسه از سوي كفار براي بر هم زدن وفاق و وحدت دنياي اسلام طراحي مي‌شود و به كمترين بهانه مسلمانان را به جان هم مي‌اندازند . جنگ تحميلي صداميان عليه ايران، حمله صدام به كويت و ...دم دستي‌ترين اطلاعات از اين دسيسه‌هاست. پشتيباني از يك رژيم نامشروع و غاصب در قلب جهان اسلام يعني قدس شريف يك توطئه شوم تاريخي است. اكنون بيداري اسلامي روز‌به‌روز گسترده‌تر و ابعاد آن در دنياي اسلام وسيع‌تر مي‌شود و امكان مقابله با دسيسه‌ها را بيشتر فراهم كرده است  . مي‌توان حول محور همين بيداري گردهم آمد و كار وحدت جهان اسلام را به سامان رساند.

كافي است كشورهاي اسلامي و فرق اسلامي منافع جهان اسلام را به منافع خود ترجيح دهند وعمق استراتژي خود را در آن بيايند. كدام منطق وتحليل در دنياي اسلام مي‌پذيرد كه در روز عيد سعيد فطر، روز وحدت امت اسلامي به نام اسلام به دو مسجد در بغداد حمله كنند و ده‌ها مسلمان شيعه را در خانه خدا به خاك و خون بكشند؟ 

آيا با گفتگو مي‌توان بطلان اين منطق و تحليل را به آنان فهماند يا عزم ديگري در جهان اسلام را مي‌طلبد.

-4 احياي مجد و عظمت اسلام و بازسازي تمدن اسلامي و طراحي پيامي نو براي هدايت بشر به سوي نور و باز توليد انديشه‌هاي قرآني و پيام‌هاي نوراني پيامبر اكرم(ص) در عصر ما مي‌تواند بهانه‌اي بزرگ براي رفتن به سوي وحدت اسلامي باشد.

اگر دنياي اسلام بتواند توسط دانشمندان پاك و اصيلي كه در چهارگوشه جهان در مراكز تحقيقاتي اسلامي گرد هم آمده‌اند، مديريت اختلاف ميان فرق اسلامي را به نفع جهان اسلام به عهده گيرد، مي‌تواند آن را به سوي نور و وحدت اسلامي هدايت كند . آگاهان و نكته سنجان و نخبگان اسلامي به خوبي مي‌دانند كه جهان كفر نگاه‌ها و سلايق و اختلافات مسلمانان را مديريت مي‌كنند . پايان دادن به اين مديريت مبتني بر توطئه و فريب نقطه آغاز بازگشت به محبت و مهرباني و دوستي بين فرق اسلامي است.

تمدن جديد اسلامي در عصر ما با آهنگ همگرايي بين مذاهب اسلامي بر اساس علم و آگاهي وشكل‌گيري عدالت وانصاف اسلامي در مناسبات بين مسلمانان جهان شكل خود را پيدا كرده است؛ فقط هوشياري و ذكاوت وتلاش‌هاي خالصانه علماي دنياي اسلام و نخبگان جوامع اسلامي را مي‌طلبد.

مقام معظم رهبري در خطبه‌هاي نماز عيد سعيد فطر و نيز در بيانات خود در جمع مسئولان نظام حفظ وحدت را تنها راه مقابله با تهاجم همه جانبه دشمنان اسلام خواندند ودنياي اسلام و مسئولان كشور را براي رسيدن به راههاي عملي وحدت و انديشيدن درباره آن فراخواندند

ابتكار

«سارا پيلين صلاحيت معاونت را ندارد» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي ابتكار به قلم فريد زکريا است كه در آن مي‌خوانيد؛  "لطفا يکي پيدا شود تا سارا پيلين را از درد فراموش نشدني اش رها کند! خانم پيلين پس از تفکر و بررسي هاي فراوان اعلام کرده که متوجه شده چه مي خواهد و اين بدون ترديد عبارتي به ياد ماندني در تاريخ سياست آمريکا خواهد شد: مي خواهم وقت بيشتري را با خانواده ام بگذرانم."  سارا پيلين که چند هفته اي را پشت پرده سپري کرده بود سرانجام تن به مصاحبه داد. کتي کوريک، از شبکه سي.بي.اس از او پرسيد که چطور زندگي در آلاسکا، نزديک ترين ايالت آمريکا به روسيه ديدگاه هاي پيلين را در زمينه سياست خارجي شکل داده است و پيلين پاسخ داد "زندگي در آلاسکا در اين مورد خيلي مهم است. فکر کنيد پوتين بخواهد هواپيما هايش را وارد حريم هوايي آمريکا کند. آنها در ابتدا به کجا مي روند؟ بله درست است به آلاسکا. چون درست نزديک مرز آنهاست. از آلاسکا است که ما مي توانيم مراقب اين کشور بسيار قدرتمند باشيم. آنها درست نزديک ما هستند. : آخر مي توان نام اين اظهارنظر را يک تجزيه و تحليل سياستمدارانه گذاشت؟ اخيرا به توکيو رفته بودم و هواپيما  از بالاي قطب شمال گذشت. پيلين گفته است "از آلاسکا است که مي توانيم آنها را بفرستيم". البته منظورش از آنها چه کسي است؟ فراموش نکنيد پيلين حتي اين جمله هاي جذاب را هم از خودش در نمي آورد و ده ها مشاور امور سياست خارجي اين مطلب را برايش نوشته اند و او تا آنجا که مي توانسته تکرارشان کرده است.

(البته اين احتمال نيز وجود دارد که خانم پيلين دستپاچه شده باشد و يکدفعه يک حرفي را گفته است). کوريک از پيلين در مورد لايحه نجات ملي پرسيد که بر اساس آن براي خروج از بحران اقتصادي کنوني دولت 700 ميليارد دلار املاک و دارايي هاي موسسات مالي و شرکت ها را خريداري مي کند که به مرز ورشکستگي رسيده اند. هدف دولت رهايي اين شرکت ها از مطالبات غير قابل وصول شان است. چرا که در پي رکود بازار مسکن و ناتواني وام گيرندگان در بازپرداخت اقساط بدهي شان تعداد قابل ملاحظه اي از موسسات مالي با دشواري هاي بزرگ مالي روبرو شده اند. کوريک اين سوال را مطرح مي کند تا متوجه شود آيا پيلين واقعا اين بحران را رد کرده يا نه. کوريک پرسيد: فرماندار پيلين بهتر نيست اين 700 ميليارد دلار را به خانواده هاي طبقه متوسط اختصاص دهيم؟ آنها که با مشکلات فراواني در حوزه مسکن، سوخت، مراقبت هاي بهداشتي و خوار و بار دست و پنجه نرم مي کنند؟ بهتر نيست به جاي اينکه به شرکت هاي بزرگ پول تزريق کنيم اجازه دهيم مردم پول بيشتري خرج کنند؟ پيلين در ادامه گفت: به همين خاطر است که من همانند اکثر آمريکايي ها که با آنها صحبت کرده ام نسبت به طرح احساس خوشي ندارم، اما به اعتقاد من بالاخره اين طرح به آنهايي که نگران اصلاحات حوزه مراقبت هاي بهداشتي هستند کمک مي کند. همانطور آنهايي که نگران کمبود مشاغل هستند. پس از اين نوع اقتصاد بار ديگر

تاريخ : | | نویسنده : nimrooz3 |
رپورتاژ
دوره آموزشی سقف های کشسان و کفپوش های سه بعدی
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
حمل نخاله در تهران
جشن عروسی
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
دوربین مداربسته دیجی همکار
بهترین راه استفاده از خدمات لیزر
میز و صندلی تالاری
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
معرفی دینگ و ذکر تفاوت‌ها
روغن خراطین اصل
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
فروشگاه اسباب بازی بازیجو
کیسه پرکن

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول | آموزش کفپوش سه بعدی |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.